و فردا روز پیدا آید که عاقبت کار چگونه شود …

تاریخ بیهقی

  • فهم سنت اساس و اسباب نو اندیشی و تبع آن نو گرایی است و نقد سنت ، دوام نوزای اش . نو اندیشی به تنفس می ماند ، به یک میزان وابسته ی دم  بازدم است و خلافش اختلالی بد صدا و آزاد دهنده . این اختلال در ساحت هنر به ختم تلخ کارنامه ی هنرمند منتهی می شود ؛ گاهی به رغم نیم قرن حضور حتی .
  • قله های اندک تاریخ خوشنویسی -در مقام هنر- مرهون حرکت آونگ واری است میان سنت و نو آوری . سنت ، تمام نمی شود تا پس آن نوگرایی آغاز ، بلکه نوزایی ، سنتی هماره است . در هنر یا می بایست به کار خویش معطوف باشی یا در کار دیگران معیوب ، که دومی را کارمندان هنر و سیاستمداران فرهنگی انجام میدهند یا به تعبیری دیگر : خیل شمع های خاموش انجمن های بی نشاط . خلاقیت ، شاهراه دو سویه ای است بر محور شناخت ، که شانس و احتمال ، تنها ، دستاویزی است برای کاهلان هنر ؛ همانان که دلشاد هستند به لحظه ای ستایش و سفارش .
  • خلاقیت چه در معنای نو اندیشی و چه آوردن هر آنچه (نو) می نامندش ، به آسانی در ریگزار تکرار هایی می لغزد که به کار توهم (هنرمند بودن) در ذهن مخاطب می آید ، ور نه ایوان سختگیر هنر را … حاشا !

منکران متفرعن به هنر مشغول ، گاهی گوی مقصود می ربایند و تیری به هدف می نشانند اما در بهینه احوال ، خود را به فکاه ای در خلاء خاص و ملعبه ای در ملاء عام بدل می سازد و این انتخابی است که با تورق تاریخ هنر هویدا می شود. بر دهانه ی هنر ، لگام تکرار و تقلید زدن و جانانه بر خویشتن بالیدن که : (حبذا بر من استاد هنرمند!) بیراه ای است که شاید خوش منظر باشد از باب تجارت لکن خوش آتیه هرگز .

  • گاهی خام باورانه یه خیال تعهد در سنت می مانیم و سترون می شوی ، گاه دیگری تهیدستانه به خیال تجدد ، نو آوری می کنی و رسوا می شوی . آری ! زایش خلاقانه در هنر ، بایسته ای سخت یاب است که به حق موجب قدر هنرمند می شود مگر آنجا که مولودش رنجور باشد و مایه ی غدر . به ممارست ماهر شدن انصافا ، اندکی تحسین و ارزنی تفاخر دارد لاکن مروارید هنر ، سراسر از سلک و جنمی دیگر است ، ویژه در جهان سوم که رابطه ها هنرمند می سازند و این وهم ، خود ، آفت فراگیری است .
  • خوشنویسی به دلیل دیرینه سالیش ، ظاهر تغییر ناپذیری یافته و همین خصیصه بسیاری به وهن افکنده است که با هر تغییر ظاهری در سطح و فرم ، جعل خلاقیت کنند و ساده انگارانه تاریخ را منت دار خویش تعجب آنان که با خود قرار ندارند کارمندان هنر باشند و هنرمندان مدیران هنر ، شایسته آن که تحلیل ناسره های کارنامه ی هنری خود را پیشه سازند و از شناخت سره های سلف  تاریخ خود ، ریشه . نقد سنت خوشنویسی واجب است اما میبایست خلاق بود و خاشع . ابزار خلاقیت ، سنت است و اسباب خشوع ، فهم سنت . خط شکسته ظرفیت مکنون و بیکران نا مکشوفی است و جمع مشتاقان در آغاز راه . باشد از پریشانی به دور

مجتبی ملک زاده

آثار

گالری افتتاحیه